تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
336
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
و در جايى كه امر خشيت است كه امرى متشابك از وجود و عدم است چون خشيت ادراك ناملايم است و ادراك عقلانى كمال است ، من و غير را در كار مىآورد و مىگويد « فَأَرَدْنا » تا عدم از او و كمال از غير باشد . و در آنجا كه صرف كمال و كنز خالص است « فَأَرادَ رَبُّكَ » مىگويد ؛ چون مقام ، مقام انانيت نيست ؛ انانيت در جايى است كه نقصى باشد و يا نقصى با كمال متشابك باشد كه بتوان آن را به اعتبار كمالش به صرف الكمال نسبت داد چنان كه در « يا من جعل الظلمات و الأنوار و يا من خلق الظل و الحرور » « 1 » جعل به نور كه مخلوق بالاصاله است و به ظلّ كه اگر نور نباشد او هم پيدا نمىشود تعلق گرفته است . و اگر چه ظلّ امر عدمى است ، ولى چون عدم متشابك با وجود است لذا جعل به ظلّ هم متعلق شده و ظلّ مخلوق و مجعول بالعرض مىباشد .
--> ( 1 ) - مصباح كفعمى ، ص 255 ؛ مفاتيح الجنان ، دعاى جوشن كبير ، بند 62 .